سيد على آل داوود
35
دو سفرنامه از جنوب ايران ( فارسى )
مطمئن از حكومت و عاملى و ضابطى خود نباشند و اين فقره باعث مىشود كه رفتهرفته ولايت پادشاه خراب و رعيت فرارى و دولت بدنام . آخر الامر دويست تومان نقد را گرفته و سيصد تومان بقيه را به وعده سه ماه تمسك شرعى گرفته ، از آنجا حركت و مشغول خدمات مقرره گرديدم . وقايع يوم بيست و هشتم [ كاروانسراى دهبيد - كردآباد - قلعهء غازيان ] بعد از حركت از قريهء مهرآباد روانهء كاروانسراى « دهبيد » كه قريب به تپه مشهوره به قصر بهرام گور است شده ، و صحرائى كه كاروانسراى مزبور در آن واقع است دشتى است وسيع الفضا و رشك جنة المأوى ، زمينش فرش زمردى گسترده ، آبش مرغوب و هوايش مطلوب و محل سكنا و مرتع دواب ايل « خلج » است . و به فاصله نيم فرسنگ از كاروانسرا سمت شمال هفتاد درجه ميل به مشرق قريهاى است مسمى به « كردآباد » كه به قدر دويست خانوار در آنجا ساكنند و سمت غربى كاروانسرا به فاصله دو فرسنگ قريهاى است موسوم به « حسينآباد » و جمعيت آنجا شصت خانوارند . و سمت ميانه شمال و مغرب شاهراهى است وسيع كه از راه سورمق به دار السلطنه اصفهان مىرود و سمت جنوب شصت و پنج درجه ميل به مغرب به فاصله دو فرسنگ قريهاى است موسوم است به « خرمى » و سكنه آنجا يكصد و پنجاه خانوارند . و سمت جنوب چهل درجه ميل به مغرب به فاصله دو فرسنگ قريهاى است مسمى به « قصر يعقوب » و حوالى قصر مزبور دهى است موسوم به قصر جديد و ساكنين آنجا مساوى يكصد خانوارند .